ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

165

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

« او گفت : سوء ادب فرد موجب انهدام افتخار گذشتگانش خواهد بود و آبروريزى نزد مردم مرگ كوچك ( موت اصغر ) است و شخصى كه اداره جماعتى با اوست نبايد مردم را جزء اموال و اندوخته خود بداند ، بلكه بايد آنها را برادران و جزء خانواده خود محسوب نمايد و مايل به تعظيم و تكريم نباشد ، بلكه تعظيمى را بخواهد كه مردم با رغبت و ميل به علت حسن اداره و تدبير او آزادانه نمايند » وصاياى ارسطو به اسكندر ارسطو در وصايا و سفارشهاى خود به اسكندر چنين نوشت : مردم پست با ترس مطيع مىشوند ، ولى مردم نيك از طريق حياء و شرم مطيع مىگردند و مراقب باش بين اين دو طبقه تميز دهى ، در دسته اول شدت و خشونت بخرج بده و نسبت به طبقهء دوم احسان و عنايت داشته باش ؛ همچنين نوشت : خشمت بايد معتدل باشد نه زياد بجانب قساوت و نه به طرف ضعف بگرود ، زيرا اين حال حالت درندگان و اخلاق كودكان است ؛ ايضا باسكندر نوشت : امورى كه پادشاهان بايد آنها را دارا باشند سه چيز است : وضع قوانين مفيد و اجراء قوانين مذكور و آباد كردن خرابيها ؛ « او گفت : بايد معانى را در طى گفتار مختصر ادا كرد . اگر به كسى كه مايل بمعاشرت با تو نيست تمايل نمائى ، خود را ذليل كرده‌اى و كناره‌گيرى و دورى از كسى كه مايل است با تو باشد دليل كوتاهى همت تو است و نمّامى و خبرچينى موجب كينه و خشم است . با آن‌كس كه به روى تو ايستد ، در حقيقت تو را دشنام داده است و هركس از ديگرى نزد تو بد گويد ، بد تو را نيز به ديگران خواهد گفت . آدم جاهل كه دشمن خود است چگونه مىتواند دوست ديگرى باشد ؛ « او بدوستان خود گفت : بايد به ورزش ( رياضت ) و به بدنهاى خود توجه كنيد ، زيرا ممكن است بقدرت بدنى خود احتياج داشته باشيد و از لذائذ دورى جوئيد ، زيرا لذت بردن زياد افراد ضعيف را بنده خود سازد ، ولى لذت نمىتواند بدن‌هاى قوى را ضعيف نمايد ؛